
یاسمن ۱۰ ساله است.
یاسمن ۱۰ ساله کتابی برای رنگ آمیزی دارد. کتاب هیجان انگیزی که می توانی در آن جادوگر و خرس و اسکیمو و گاوهای بی رنگ را رنگ کنی. من دیوانه ی این کتابم. و یاسمن ۱۰ ساله این را می داند و هربار که مرا می بیند٬ کتاب و پاستل به بغل جلو می آید٬ هر دو نیشمان از اینجا تا آنجا باز می شود٬ شیرجه می زنیم لای صفحه ها و رنگ می کنیم و رنگ می کنیم و رنگ می کنیم.
بعضی وقت ها که یاسمن می پرسد «آسمونشو چه رنگی کنم؟» جواب می دهم صورتی یا بنفش. و زبانم را برای آن کسی که گفته آسمان را حتماْ باید آبی کشید دراز می کنم. و وقتی می پرسد «نوک طوطی باید چه رنگی باشه؟» می گویم «هر رنگی که تو دوست داشته باشی٬ بایدی وجود نداره» بعد از او می خواهم در قید و بند این مسائل نباشد. و یاسمن می خندد. نمی دانم آدم ها در ۱۰ سالگی می دانند "در قید و بند این مسائل نباش" یعنی چه یا نه. پس من هم می خندم و دوتایی درخت ها را نارنجی می کنیم و گاو را خردلی با خال های قرمز و آبی و زرد٬ و زمین زیر پای اسکیمو را سبز. و هربار که او یادآوری می کند «ولی تو دنیای واقعی که اینجوری نیست» می گویم «اینجا که دنیای واقعی نیست!» و فکر می کنم اگر او بچه ی خودم بود صادقانه می گفتم دنیای واقعی ای وجود ندارد و قرار نیست همیشه آسمان آبی باشد و قطب شمال سفید. و حتماْ قبل از آنکه ۱۰ ساله شود معنی "در قید و بند این مسائل نباش" را به او یاد می دادم.
در حال رنگ آمیزی جلوی تلویزیون هستیم که دختری در یک فیلم دوبله شده می گوید «...دیوید و مَتیو به من تجاوز کردن» یاسمن ۱۰ ساله کنجکاوانه می پرسد «تجاوز یعنی چی؟» اُه چه سوال عجیبی! ظاهراْ آدم ها در ۱۰ سالگی خیلی چیزها را نمی دانند. شرایط سختی بود. از یک طرف نمی توانستم به بچه ای که مادرش نیستم معنی دقیق کلمه را بگویم و از طرف دیگر از کسانی که سوال های کنجکاوانه ی بچه ها را با دروغ های آبکی جواب می دهند بدم می آمد. فکر کردم بهتر است خودم را به نشنیدن بزنم و بقیه ی گاوم را رنگ کنم. که حقه ام نگرفت و سوالش را دوباره تکرار کرد. شِت!
هیچ وقت خودم را به خاطر جواب احمقانه ام نمی بخشم. زل زدم توی چشم های بی گناه یاسمن ۱۰ ساله و گناهکارانه گفتم «یعنی دیوید و متیو باهاش دعوا کردن!» چه لحظه ی نفرت انگیزی بود وقتی دروغم را باور کرد. امیدوار بودم از این به بعد به جای اینکه بگوید من با فلانی دعوا کردم٬ نگوید من به فلانی تجاوز کردم!
گناهکارانه خودم را دلداری دادم که هیچکس در این "دنیای واقعی" بیگناه و ۱۰ ساله باقی نمی ماند.



